در سال های اخیر میزان و شدت عفونت قارچی افزایش چشمگیری داشته است. این افزایش در بخش بزرگی توسط دو عامل رانده شده است. اول، اپیدمی جهانی ایدز باعث ظهور عفونت های تهدید کننده حیات توسط قارچ فرصت طلب Cryptococcus neoformans وPneumocystis jiroveci و قارچ های اندمیک منطقه مانند Histoplasma capsulatum و Penicillium maeffei است . این عفونت اغلب در کشورهای دارای منابع محدود در آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیای جنوب شرقی رخ می دهد. ثانیا پیشرفت در مراقبت و درمان پزشکی موجب افزایش تعداد عفونت های فرصتطلبانه در بیماران مبتلا به ايمن شناخته شده توسط درمان با داروهای ضد سرکوب کننده ايمنی يا شیمی درمانی شده و یا در طول مراقبت های پرستاری از طريق آن گسترش يافته است. این عفونت ها اغلب در تنظیم مراقبت های پیشرفته پزشکی رخ می دهد. نتیجه بیماران مبتلا به عفونت هایی است که برای تشخیص دشوار است و برای درمان دشوار است.
تشخیص بیماری قارچی مهاجم (IFD) چالش برانگیز است چرا که روش های تشخیصی فعلی حساسیت و خاصیت ندارند و یا برای رسیدن به نتیجه بالینی مفید هستند. چنین محدودیت هایی دارای پیامد است؛ تشخیص تاخیر منجر به درمان با تاخیر می شود. سرعت تشخیص یکی از عوامل خطر اصلی در نتایج بیماران است ( Baes 2008 ). تشخیص عفونت قارچی با پیشرفت های مشکوک در زمینه عفونت های پزشکی پیچیده است. اول و مهمتر از همه، از بین بردن کارشناسان میکروب شناسی ارشد در این زمینه است که در میکروسکوپ کلاسیک آموزش دیده اند، که باعث ایجاد مشکلات در سطح بالینی در میوکولوژی بالینی می شود ( Steinbach et al.، 2003 ). این مشکل در طول 30 سال گذشته افزوده شده است به طوری که طیف عفونت های قارچی ناشی از ایدز و استفاده از داروهای بسیار سرکوب کننده ایمنی برای درمان انواع بیماری ها منفجر شده است. این بیماران حساس به عفونت قارچی هستند که به ندرت دیده می شوند یا هرگز بعنوان یک پاتوژن انسانی گزارش نمی شوند، که حتی می تواند منکولوژیست های با تجربه را شناسایی کند. در حالیکه میکروب شناسان در گذشته برای شناسایی ~ 50 قارچ مواجه شده و ~300 قارچ کامل که برای انسانها بیماریزا بودند، نیاز به شناسایی تعداد پاتوژن های قارچی بالقوه چندین بار است که در کتاب های درسی شرح داده شده است و همچنان به رشد می انجامد جمعیت بیمار مبتلا به سیستم ایمنی شدید رشد می کند ( Ajello and Hay 1998 ؛ Collier et al 1998 ؛ Andrew et al.، 2009 ).
تشخیص عفونت قارچی عمدتا بر روش هایی نظیر بررسی مستقیم میکروسکوپی نمونه های بالینی، هیستوپاتولوژی و فرهنگ متکی است. چنین رویکردهایی بستگی به پرسنل با سطوح نسبتا بالایی از آموزش خاص میکروب شناسی دارد. رشد تعداد قارچ هایی که میکروسکوپ های بالینی باید شناسایی کنند، محققان را مجبور کرده است تا روش های جدیدی را برای شناسایی قارچ ایجاد و اعمال کنند که فراتر از روش های فنوتیپی کلاسیک باشد. به عنوان یک نتیجه، تاکید بیشتر بر استفاده از روش های مولکولی و تشخیص آنتی ژن به عنوان جایگزین برای کشت در تشخیص بیماری های قارچی وجود دارد
ما را در سایت روشهای تشخیص ازمایشگاهی قارچها (مبحث اول) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145